Human Rights, Revolution

Twenty-Two Years Ago, Days Like These Days [EN | FA]

Mass grave at Behesht-e Zahra: Plot 109

by Asqar Karimi
September 18, 2010

In the summer of 1988, in days like these days, the Islamic Republic committed a horrendous crime: it executed thousands of political prisoners in just a few weeks’ time, and buried them in unmarked graves.

As a result of rising protest by the people who had been deprived of everything under the excuse of war – deprived of the right to protest, or to strike, the eight years of war between Iran and Iraq had ended. By that time, the regime knew that the people were getting ready to rise up to realize these demands. Mass executions of political prisoners were a pre-emptive measure to scare and subdue people, thereby preventing a mass uprising from taking off.

These mass executions continued the widespread slaughter of political prisoners that began in June 1981, when, during the course of three successive years, tens of thousands of people, including many youth and even pregnant women, had been killed. Hundreds of thousands of people were savagely tortured. The year before [1980] witnessed the massive military offensive on Kurdistan, and the crackdown on the Turkmensahra. The Islamic Republic executed leaders of the Turkmensahra’s councils, and in Kurdistan did not fail to commit the worst acts of savagery.

1980 also saw the vast suppression of university students: the regime massacred students and expelled tens of thousands of them, along with half of university professors, culminating in two years of closure of all universities. There was also a bloody crackdown on the worker movement: workers’ councils were broken down during these years, and leaders of workers’ and teachers’ unions were expelled from their work, imprisoned, and executed. A reactionary labor law that did not recognize the least right of workers to protest was passed and implemented.

But women were the first force to face this savage brutality. The veil became compulsory. Thousands of women who refused to wear the hijab were expelled from factories, schools and universities. They threw acid into the faces of thousands of women, and used tacks to pin the veil to their heads. The slogan of the regime during these years was, “Either wear the scarf or take the beating.” This policy was implemented in the most savage way.

You can add to the above list of atrocities the execution of homosexuals, more than 150 cases of stoning, the oppression and execution of Baha’is and followers of select other religions, and more. This is only a partial recounting of the Islamic Republic’s record over the past 31 years. It has ceaselessly cracked down, executed, stoned, and tortured in order to stay in power, and as long as it remains in power, this situation will continue. Flogging and torture and execution and stoning and gender apartheid are pillars of this regime’s existence; and as each pillar is broken down, so too will the regime crumble.

But bear in mind that during the course of these past 31 years, people have not stopped struggling against the Islamic Republic. Last year’s revolution has severely weakened the regime, and economic and political crises are suffocating it. The cracks in the regime are widening every day, and world opinion holds the Islamic Republic in the lowest possible regard; the regime has become isolated. Under these conditions, enforcing the regime’s withdrawal and ultimately bringing it down is now more than ever a feasible possibility.

On the 18th of September, we shout “Sakineh should be freed!” Stoning and execution and flogging and torture are savagery, and must be abolished. All of the political prisoners and imprisoned workers should be freed immediately from the prisons of the Islamic Republic. Shout together with Iranian people that this regime does not qualify for negotiations and reform and change. It is the murderer of Iranian people, it is the shame of humanity, and it should be brought down.

Translated from Farsi by Mission Free Iran

اصغر کریمی
١٤ سپتامبر ٢٠١٠

٢٢ سال قبل در چنین روزهائی

در تابستان ١٩٨٨ در چنین روزهائی جمهوری اسلامی دست به جنایتی هولناک زد و هزاران زندانی سیاسی را در عرض چند هفته تیرباران کرد و در گورهای بی نام و نشان دفن کرد. جنگ هشت ساله ایران و عراق بدنبال اوجگیری اعتراض مردم، تمام شده بود و رژیم میدانست که مردمی که به بهانه جنگ، از همه چیز محروم شده اند و حق اعتراض و اعتصاب از آنها سلب شده است، قد علم خواهند کرد و برای تحقق مطالبات خود دست به اعتصاب و اعتراض خواهند زد. قتل عام زندانیان سیاسی، یک عمل پیشگیرانه بود تا مردم را مرعوب کنند و جلو اوجگیری اعتراض را بگیرند.

این کشتار ادامه اعدام گسترده زندانیان سیاسی از جون ١٩٨١ بود که تنها در عرض سه سال متوالی چند ده هزار نفر از جمله تعدادی نوجوان و حتی زنان حامله در زندان های مختلف به قتل رسیدند و چند صدهزار نفر وحشیانه شکنجه شدند.

سال قبل از آن لشگرکشی گسترده به استان کردستان در غرب کشور را شاهد بودیم و سرکوب زحمتکشان ترکمن صحرا در شمال ایران. جمهوری اسلامی رهبران شوراهای مردم در ترکمن صحرا را تیرباران و مردم این منطقه را سرکوب کرد و در کردستان از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. در سال ١٩٨٠ همچنین سرکوب وسیع دانشجویان، کشتار وسیع آنها، اخراج دهها هزار نفر از آنها و نیمی از استادان دانشگاهها و سرانجام تعطیل دو ساله دانشگاهها اتفاق افتاد و نیز سرکوب خونین جنبش کارگری. شوراهای کارگری در این سالها در هم شکسته شد، بسیاری از رهبران کارگران و معلمان زندانی شدند، اعدام شدند، از مراکز کار اخراج شدند و قانون کاری ارتجاعی که کوچکترین حق اعتراضی را برای کارگران به رسمیت نمی شناخت تصویب و اجرا شد.

زنان اما اولین نیروئی بودند که مورد خشونت بیرحمانه قرار گرفتند. حجاب اجباری شد، هزاران زن بی حجاب از مراکز کار و تحصیل اخراج شدند، به صورت هزاران زن اسید پاشیده شد و یا روسری ها با پونز به سرشان کوبیده شد. شعار حکومت در این سالها یا روسری یا توسری بود و به خشونت بارترین شکلی آنرا عملی کرد.

به این لیست میتوان اعدام هموسکسوئل ها، بیش از ١٥٠ مورد سنگسار، سرکوب و اعدام بهائیان و معتقدان برخی مذاهب و خیلی جنایات دیگر را اضافه کرد.

اینها بخشی از کارنامه جمهوری اسلامی در ٣١ سال گذشته است. بی وقفه سرکوب و اعدام و سنگسار و شکنجه کرده است که سر پا بماند و تا زمانی که سر کار است این بساط ادامه خواهد یافت. شلاق و شکنجه و اعدام و سنگسار و آپارتاید جنسی ستون های بقای حکومت است و هر کدام در هم بشکند، رژیم را در هم میشکند.

مساله مهم این است که مردم در این ٣١ سال بیوقفه اعتراض کرده اند، انقلاب سال قبل رژیم را بشدت تضعیف کرده است، بحران اقتصادی و سیاسی عمیقی گریبان حکومت را گرفته است، شکافهای درونی حکومت هرروز عمیق تر شده و در نزد جهانیان بشدت منفور و منزوی گردیده است. در چنین شرایطی تحمیل عقب نشینی و نهایتا سرنگونی آن از همیشه عملی تر شده است.

روز ١٨ سپتامبر فریاد بزنیم که سکینه باید آزاد شود، سنگسار و اعدام و شلاق و شکنجه وحشیگری است و باید ممنوع شود و کلیه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی باید فورا از زندانهای حکومت اسلامی آزاد شوند. همراه با مردم ایران فریاد بزنیم که این رژیم قابل مذاکره و اصلاح و تغییر نیست. قاتل مردم ایران و شرم بشریت است و باید سرنگون شود


No comments yet.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in: Logo

You are commenting using your account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: